تبليغاتX
ب مثل باران

آفتاب

یازدهم مرداد 1386- 1:15 - زينب

آفتاب را دوست دارم

به خاطر پيرهنت روي طناب رخت

باران را دوست دارم

اگر كه مي‌بارد

بر چتر آبي تو

و چون نماز خوانده‌اي

من خداپرست شده‌ام.

+ |


مادرم مي‌گفت..

بیست و چهارم خرداد 1386- 2:27 - زينب

آن روزها

هر روز سر راهت

گلي ميان موهاي سياهم

با گونه‌هاي برافروخته از خواهش

منتظر يك نگاه ، يك كلام مي‌ماندم

اما سر به زير سرخ مي‌شدي

و مثل سايه مي‌رفتي

هنوز سرخ مي‌شوي

و سر به زير ، چون سايه مي‌روي

با موهاي سفيد!


بي هيچ گلي ميان موهاي سفيدم

همچنان منتطر يك نگاه، يك كلامم

نه تو شير نبودي!

من غزال نبودم!
ما دو پرنده‌ي گمشده در باديم

فردا راه را بر تو مي‌بندم

چشم در چشم تو مي‌دوزم

و گلي به سينه‌ات مي‌زنم

تا بداني كه عاشقم!
ديرست؟!


خيلي نه!

 

 

 

+ |


چهارم اردیبهشت 1386- 3:14 - زينب

 ديدار ما

    چون آب و ماه

                  چه دور!

                      چه در هم !

 

+ |


باز هم سال نو مبارك

یکم فروردین 1386- 2:52 - زينب

اين روزها خانه‌تكاني دارم،خانه تكاني دلم!

قلبم،احساسم،عشقم و محبتم را به كناري نهاده‌ام و مي‌خواهم با اعجوبه‌اي منطق نام آنها را پاك كنم! دلم سالهاست كه اين مرثيه را تكرار مي‌كند...

صداي تحويل سال نو مي‌آيد ولي نوا نواي آغاز سال جديد نيست صداي عشق است،بوي گل مي‌آيد بوي شب‌بو نيست ،بوي عشق است..

صدايي كه سالهاست با دلم آشناست نخستين شادباش سال نو را در نهانخانه‌ي دلم زمزمه مي‌كند:

باز هم سال نو مبارك.."

+ |


گله

بیست و چهارم اسفند 1385- 3:24 - زينب

 

گله مي‌كرد ز مجنون ليلي

كه شده رابطه‌مان ايميلي

حيف از آن رابطه‌ي انساني

كه چنين شد كه خودت مي‌داني

عشق وقتي بشود دات كامي

حاصلش نيست به جز ناكامي

نازنين خورده مگر گرگ ترا؟

برده يا دات كام و دات ارگ ترا؟

بهرت ايميل زدم پيشترك

جاي سابجكت نوشتم به درك

به درك گر دل من غمگين است

به درك گر غم من سنگين است

به درك رابطه گر خورده ترك

قطع آن هم به جهنم به درك

آنقدر دلخور از اين ايميلم

كه به اين رابطه هم بي‌ميلم

مرگ ليلي،نت و مت را ول كن

همه را جاي ok ،كنسل كن

اگرت حرفي و پيغامي هست

روي كاغذ بنويس با دست

نامه يك حالت ديگر دارد

خط تو لطف مكرر دارد

خسته از font و ز format شده‌ام

خسته از گردلي @(دات) شده‌ام

كرد رپلاي به ليلــي مجـــنون

كه دلم هست از اين سابجكت خون

باشـه فردا تلفــن خواهـم كرد

هر چه گفتي بكن خواهم كرد

زودتر پيــــش تو خواهـــــم آمد

هي مرتب به تو سر خواهـم زد

+ |